۱۴۰۴ فروردین ۸, جمعه

 اصرار به «مذاکره غیر مستقیم» با آمریکا؛ آخرین گزینه خامنه‌ای برای وقت‌کُشی

دونالد ترامپ رئیس‌ جمهوری ایالات متحده در نشست خبری روز سه‌شنبه ۲۵ مارس ۲۰۲۵ (پنجم فروردین) در پاسخ به پرسشی درباره سرنوشت نامه ارسال‌شده به رهبر جمهوری اسلامی گفت: «ما نامه‌ای به ایران فرستادیم؛ آنها به‌ زودی چه از این طریق و چه از راه دیگری با ما صحبت خواهند کرد.»

شروط آمریکا برای معامله با رژیم ایران بسیار سخت است و علی خامنه‌ای در محافل عمومی قویاً می‌گوید مخالف مذاکره با دولت دونالد ترامپ است، اما مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی می‌گویند «غیرمستقیم» با آمریکا مذاکره می‌کنند. این در حالیست که مذاکرات غیرمستقیم و پشت صحنه قطعا نمی‌تواند بدون اجازه خامنه‌ای باشد؛ پس یا او دروغ می‌گوید یا مقاماتش! چون انجام مذاکرات غیرمستقیم نیز، اگر واقعیت داشته باشد، مذاکره با دولت دونالد ترامپ است.

در همین ارتباط کمال خرازی رئیس «شورای راهبردی روابط خارجی» می‌گوید: «جمهوری اسلامی ایران همه راه‌ها را برای مذاکره نبسته، بلکه آماده مذاکره غیرمستقیم جهت ارزیابی طرف مقابل، اعلام شرایط خود و اتخاذ تصمیم مقتضی است.

 «ایران در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست»؛ پژواک ادعای خامنه‌ای از زبان مدیر اطلاعات ملّی آمریکا

تولسی گابارد مدیر اطلاعات ملی آمریکا، ۲۵ مارس ۲۰۲۵ (پنجم فروردین) در سنا ادعا کرد، «جامعه اطلاعاتی ایالات متحده ارزیابی کرده که ایران در حال ساخت سلاح هسته‌ای نیست و رهبر [جمهوری اسلامی] اجازه این کار [ساخت سلاح هسته‌ای] را نداده است.»‌

این ادعا در شرایطی مطرح شده که جمهوری اسلامی سطح غنی‌سازی اورانیوم را تا نزدیک درجه تسلیحاتی افزایش داده است و طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی در ایران به اندازه ساخت دست‌کم شش سلاح اتمی رسیده است.

رافائل گروسی مدیرکل آژانس بارها هشدار داده است غنی‌سازی ۶۰ درصدی اورانیوم در ایران، هیچ توجیه غیرنظامی معتبری ندارد. در همین ارتباط آنتونی کاتن رئیس فرماندهی استراتژیک ارتش آمریکا هفتم فروردین‌ماه در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا هشدار داد، «زمان گریز اتمی ایران به کمتر از یک هفته رسیده است.»

پاسخ رسمی جمهوری اسلامی به نامه ترامپ: مذاکره می‌کنیم اما «غیرمستقیم» و فقط درباره پرونده هسته‌ای!

جمهوری اسلامی ایران نامه دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا را که با واسطه‌ی امارات متحده عربی به تهران ارسال شده بود، از طریق عمان جواب داده است.

عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی پنجشنبه هفتم فرودین‌ماه ۱۴۰۴ اعلام کرد «پاسخ رسمی ایران» به نامه رئیس جمهور آمریکا شامل نامه‌ای است که در آن نقطه‌نظرات ما بطور کامل تشریح شده است.

جزئیات این نامه مشخص نیست اما عراقچی تأکید کرد، «سیاست ما همچنان بر عدم مذاکره مستقیم در شرایط فشار حداکثری و تهدیدات نظامی قرار دارد اما مذاکرات غیرمستقیم، همانطور که در گذشته نیز وجود داشته، می‌تواند ادامه یابد.

۱۴۰۴ فروردین ۶, چهارشنبه

رافائل گروسی: مذاکره با مقام جمهوری اسلامی بی‌نتیجه بود

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گوید، مذاکرات اخیر با یکی از مقامات ارشد جمهوری اسلامی درباره بازرسی‌های این سازمان از سایت‌هایی که در آنها آثار ذرات اورانیوم ممنوعه یافت شده «نتیجه‌ای در بر نداشت».

رافائل گروسی سه‌شنبه ۲۵ مارس ۲۰۲۵ (پنجم فروردین‌ماه) در مصاحبه با شبکه بلومبرگ عنوان کرد، «چنین وضعیتی بار دیگر نشان می‌دهد که پیدا کردن راه‌ حل دیپلماتیک برای کاهش تنش‌ها میان تهران و واشنگتن تا چه حد ضروری است.»

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اشاره نکرد که با کدام مقام جمهوری اسلامی دیدار کرده اما اواخر اسفندماه ۱۴۰۳ در وین با کاظم غریب‌آبادی معاون عباس عراقچی ملاقت کرده بود.

 افزایش رصد شهروندان به علت هراس از اعتراضات؛ ۴۳ هزار دوربین چینی در راه ایران

رصد شهروندان از طریق دوبین‌های مداربسته و تلاش حکومت برای جلوگیری از شکل‌گیری تجمعات و اعتراضات وارد مراحل تازه‌ای شده است. از یکسو ده‌هزار دوربین از شرکت‌های چینی برای نصب در معابر خریداری شده و از سوی دیگر خبرگزاری «تسنیم» وابسته به سپاه پاسداران از ضرورت نصب دوربین در کلاس‌های درس نوشته احمید برادران مدیرعامل شرکت کنترل ترافیک شهرداری تهران از اجرای برنامه گسترده نوسازی و توسعه سامانه‌های نظارتی در پایتخت خبر داد. به گفته او، یکی از بزرگترین پروژه‌های پایش شهری، تأمین ۴۳ هزار دوربین از شرکت‌های چینی است.

وی همچنین با اشاره به نوسازی ۶۰۰ سامانه در محدوده‌های کنترل ترافیک و آلودگی هوا در سال گذشته، اعلام کرده که «پروژه ثبت تخلفات چراغ قرمز نیز با اضافه شدن ۵۰۰ دوربین جدید اجرایی می‌شود و ۱۰۰ سامانه نیز برای پایش خطوط اضطرار و خطوط ویژه اتوبوس نصب خواهد شد.»

رهبر دوم؛ جام زهر دوم

مسعود روغنی زنجانی، که اخیرا به نقل از اکبر هاشمی رفسنجانی گفته بود که علی خامنه‌ای با رفاه مردم مخالف است، در اظهارنظری تازه عنوان کرده که نظام جمهوری اسلامی، برخلاف شعارهای تند و تهدیدهایی که علیه آمریکا مطرح می‌کند، در حال عقب‌نشینی و آماده‌سازی برای مذاکره و توافق است.

مسعود روغنی زنجانی، که در سال ۱۳۶۷ به‌عنوان رئیس سازمان برنامه‌ و بودجه کشور فعالیت می‌کرد، در آن سال گزارشی به روح‌الله خمینی نوشت و اعلام کرد که خزانه کشور خالی است و امکان ادامه جنگ با عراق وجود ندارد.

اکنون او معتقد است که شرایط اقتصادی امروز ایران نیز مشابه سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق است و بر اساس خبرها و اطلاعاتی که در اختیار دارد، نظام جمهوری اسلامی در حال آماده‌سازی برای عقب‌نشینی و پذیرش مذاکره و توافق با آمریکا است. به گفته او، تهدیدها و شعارهایی که ایران و آمریکا علیه یکدیگر مطرح می‌کنند، همه ماجرا نیست.

مسعود روغنی زنجانی پس از حدود سه دهه سکوت، با اظهارنظرهای صریح و مستقیم بار دیگر به عرصه اقتصاد سیاسی کشور بازگشته است. او که در دوران جنگ ایران و عراق و شش سال پس از آن، ریاست سازمان برنامه‌ و بودجه و سمت مشاور رفسنجانی رئیس جمهور وقت را بر عهده داشت، در مصاحبه‌ای با "اکوایران" اظهار داشته که کشور با این رویکرد فعلی قابل اداره نیست و در نهایت، واقعیت‌های اقتصادی خود را بر سیاست تحمیل خواهند کرد و نظام جمهوری اسلامی مجبور به پذیرش مذاکره و توافق با آمریکا خواهد شد.

مقایسه شرایط کنونی با پذیرش قطعنامه ۵۹۸

روغنی زنجانی، با اشاره به شرایطی که در سال ۱۳۶۷ منجر به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق شد، بیان کرده است که وضعیت فعلی ایران به همان دوران شباهت دارد و جمهوری اسلامی ناگزیر به عقب‌نشینی خواهد شد. او بدون ذکر نام خامنه‌ای، تلویحاً اشاره کرده که رهبر جمهوری اسلامی، مانند خمینی، مجبور خواهد شد «جام زهر» را بنوشد و برخلاف میل خود، به توافق با آمریکا تن دهد.

روغنی زنجانی در تشریح دلایل ناگزیری جمهوری اسلامی از پذیرش مذاکره، به مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی مشابه با دوران پایانی جنگ ایران و عراق اشاره می‌کند:

خزانه خالی است

درآمدهای ارزی کشور به‌شدت کاهش یافته است

کسری بودجه شدید وجود دارد

سرمایه‌گذاری در بخش تولید انجام نمی‌شود

قیمت کالاها افزایش یافته و مردم تحت فشار اقتصادی هستند

دولت قادر به پرداخت حقوق کارکنان خود نیست.

در سال‌های پایانی جنگ، خمینی همچنان بر ادامه جنگ تأکید داشت و شعار «جنگ جنگ تا پیروزی» و «جنگ تا رفع فتنه در عالم» را مطرح می‌کرد، اما تنها پس از شدت یافتن بحران اقتصادی و شکست های پی در پی در جبهه‌های جنگ، تصمیم خود را تغییر داد و اعلام کرد که قطعنامه ۵۹۸ را می‌پذیرد.

تأثیر سیاست‌های نظامی‌گری بر اقتصاد کشور

روغنی زنجانی تأکید می‌کند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی، که مبتنی بر تقابل با آمریکا و نظامی‌گری است، هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است. وی اشاره می‌کند که:

ین سیاست‌ها موجب افزایش تحریم‌ها شده است.

تحریم‌ها کاهش درآمدهای نفتی و ارزی کشور را در پی داشته‌اند

کاهش درآمدهای ارزی منجر به کسری بودجه شدید شده است

دولت ایران اکنون با استقراض و فروش اوراق قرضه کشور را اداره می‌کند

او با ارائه آمارهایی جدید نشان داده که برخلاف ادعای دولت، درآمدهای مالیاتی نتوانسته‌اند به قدر کافی هزینه‌های کشور را تأمین کنند و دولت با فروش ۲۵۵ هزار میلیارد تومان اوراق قرضه و استقراض ۳۲۰ هزار میلیارد تومان از بانک مرکزی، تلاش کرده است بحران اقتصادی را مدیریت کند. به گفته او، این سیاست‌ها موجب کاهش منابع مالی بانک‌ها و صنایع تولیدی شده و دولت برای سال آینده نیز قصد دارد بیش از دو برابر میزان فعلی اوراق قرضه بفروشد.

وضعیت بحرانی اقتصادی و کاهش مقبولیت نظام

روغنی زنجانی معتقد است که وضعیت کنونی ایران حتی بحرانی‌تر از سال ۱۳۶۷ است. یکی از عواملی که در سال ۱۳۶۷ منجر به پایان جنگ شد، برآوردهای نادرست فرماندهان سپاه، از جمله محسن رضایی، درباره توان نظامی، اقتصادی و منطقه‌ای کشور بود. در حالی که کشور توان ادامه جنگ را نداشت، فرماندهان سپاه بر ادامه آن تأکید می‌کردند و هرگونه سخن از مذاکره و صلح را خیانت می‌دانستند.

به گفته روغنی زنجانی، امروز نیز سیاست خارجی و نظامی‌گری جمهوری اسلامی هزینه‌های سنگینی را به کشور تحمیل کرده است. او بیان می‌کند که نظامی‌گری بودجه کشور را می‌بلعد و موجب کاهش منابع مالی برای بخش‌های دیگر، از جمله تأمین نیازهای مردم شده است.

روغنی زنجانی در بخش دیگری از سخنان خود، وضعیت اقتصادی کشور را بحرانی توصیف کرده و گفته دولت به دلیل بحران مالی، توان پرداخت حقوق کارمندان خود را از دست داده است.

وی یادآور می‌شود که در دهه ۱۳۶۰، دولت برای تأمین نیازهای اولیه مردم، نظام کوپنی را اجرا کرد، اما امروز، سیاست توزیع کالاهای اساسی از سوی دولت جواب نخواهد داد، زیرا سبک زندگی مردم و الگوی مصرف آنان تغییر کرده است. او همچنین تأکید دارد که مهم‌ترین تفاوت شرایط فعلی با دوران جنگ این است که امروز دیگر نظام از نظر مردم مشروعیت و مقبولیت ندارد.

روغنی زنجانی در نهایت، با استناد به اطلاعاتی که در اختیار دارد، تأکید می‌کند که نظام جمهوری اسلامی در حال حرکت به سمت پذیرش توافق با دونالد ترامپ است. او تصریح می‌کند که در نهایت، واقعیت‌های اقتصادی بر سیاست‌های جمهوری اسلامی تحمیل خواهد شد و برخلاف موضع‌گیری‌های رسمی، خامنه‌ای مجبور به پذیرش مذاکره و توافق خواهد شد.

 پیش‌بینی دلار ۱۳۰ هزار تومانی در سال ۱۴۰۴

یک کارشناس اقتصاد با بیان اینکه «اصلی‌‌ترین نیروی محرک قیمت دلار، رشد نقدینگی است» گفته «اگر نرخ تورم در محدوده ۳۵ تا ۴۰ درصد باقی بماند، قیمت تعادلی دلار در سال ۱۴۰۴ احتمالاً در بازه ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تومان خواهد بود.»

جواد فلاحیان کارشناس اقتصاد در گفتگو با وبسایت «تجارت نیوز» از افزایش قیمت ارز در سال جدید خورشیدی خبر داده و گفته «روند قیمت دلار در سال آینده به چند عامل کلیدی بستگی دارد. یکی از مهم‌ترین این عوامل، وضعیت تحریم‌هاست. با توجه به شرایط کنونی، احتمال مذاکره جدی و رفع تحریم‌ها بسیار کم است.»

او افزوده که «عامل دوم، میزان نقدینگی موجود در اقتصاد است که به نظر می‌رسد در سال ۱۴۰۴ به بالای ۱۰ هزار همت برسد. و سومین عامل نیز وضعیت صنایع صادرات‌محور است که می‌تواند در عرضه ارز به بازار نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

رونمایی سپاه پاسداران از یک پایگاه زیرزمینی موشکی؛ «جمهوری اسلامی در مرحله پنالتی»

در شرایطی که آمریکا تعداد بیشتری هواپیماهای بمب‌افکن و جنگنده‌های استراتژیک به منطقه اعزام کرده است، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یکی دیگر از پایگاه‌های موشکی زیرزمینی خود را رونمایی کرد.

در این پایگاه که از آن به عنوان «شهر موشکی» نام برده می‌شود موشک‌های بالستیک «خیبرشکن»، «حاج قاسم»، «عماد»، «سجیل» «قدر H» و «کروز پاوه» انبار شده است.

محمد باقری رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پنجم فروردین‌ماه ۱۴۰۴ به همراه امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه سوار بر یک جیپ در داخل تونل‌ها از سیستم‌های موشکی بازدید کردند و رسانه‌های حکومتی با موزیک‌های حماسی آن را بازتاب دادند.

۱۴۰۴ فروردین ۵, سه‌شنبه

آمریکا تعدادی نفتکش ایرانی را توقیف کرده است

وزیر نفت عراق در تازه‌ترین مصاحبه خود مدعی شد آمریکا شماری از نفتکش‌های ایرانی را که از اسناد جعلی برای فروش نفت استفاده می‌کردند، توقیف کرده است. وی همچنین از مذاکره میان بغداد و واشنگتن در خصوص اتهامات در زمینه فروش نفت ایران در بازار‌های جهانی به نام نفت عراق خبر داد.

به گزارش فرارو به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک، «حیان عبدالغنی»، وزیر نفت عراق در مصاحبه با تلویزیون رسمی عراق گفت نیروی دریایی آمریکا چندین نفتکش ایرانی را توقیف کرده که دارای اسناد تقلبی بودند. به ادعای وی، این نفتکش‌ها دارای اسنادی تقلبی بودند تا نشان دهند نفتی که می‌فروشند، نفت عراق است؛ حال آنکه منبع این نفت‌ها مال ایران بوده است و اسنادی هم که این نفتکش‌ها داشته‌اند، جعلی بوده است.

دستیابی به توافقی پایدار میان ایالات متحده و ایران

مقدمه

ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخی پس از انقلاب اسلامی قرار دارد. در داخل، جمهوری اسلامی با چالش‌های عمیق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دست‌وپنجه نرم می‌کند. از اعتراضات مردمی گرفته تا مسئله جانشینی رهبری. در خارج، تنش با ایالات متحده، اسرائیل و متحدان‌شان بیش از هر زمان دیگری شدت گرفته، به‌ ویژه در زمینه برنامه هسته‌ای ایران و نقش این کشور در آینده خاورمیانه.

روابط بین ایالات متحده و ایران طی دهه‌های گذشته همواره با تنش همراه بوده است. یکی از محورهای اصلی این تنش‌ها، برنامه هسته‌ای ایران است که بارها به‌ عنوان عامل بالقوه‌ای برای آغاز یک درگیری نظامی مطرح شده است. در سال‌های اخیر تلاش‌های دیپلماتیکی برای حل این بحران انجام شده، اما دستیابی به یک توافق بلندمدت همچنان نامطمئن باقی مانده است. با توجه به واقعیت‌های ژئوپولیتیکی کنونی پس از آغاز جنگ غزه، این پرسش مطرح می‌شود که احتمال دستیابی به توافقی پایدار بدون ورود به یک درگیری نظامی در خاورمیانه تا چه حد امیدوار کننده میباشد.

۱) چارچوب ژئوپولیتیکی

ایران در موقعیت ژئوپولیتیکی دشواری قرار دارد. ایالات متحده و متحدانش، به‌ویژه اسرائیل، برنامه هسته‌ای ایران را تهدیدی جدی تلقی می‌کنند. در مقابل، ایران که خود را در محاصره نیروهای دشمن می‌بیند، ظرفیت‌های هسته‌ای‌اش را تضمینی برای بقای امنیتی خود و ابزاری در چانه زنی های سیاسی میداند، و غنی ساختن اورانیوم تا حد ۶۰ درصد و بیشتر گواه این واقعیت است. ولی جمهوری اسلامی همزمان ادعا دارد که اهدافش صرفاً صلح‌آمیز است. تضادی که آشکار است و محافل بین المللی آن را نمی پذیرند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در آخرین گزارش خود درباره شفافیت این برنامه ابراز نگرانی کرده است. سه کشور اروپایی (E3) عضو برجام با توجه به فعال ساختن مکانیسم ماشه (Snapback) هشدار داده‌اند که ادامه این روند می‌تواند رژیم جهانی منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (NPT) را با تهدید جدی مواجه کند.

نزدیکی میان چین، روسیه، کره شمالی و ایران، از سوی تحلیل‌گران غربی به‌عنوان “محور خودکامه‌ها” توصیف می‌شود. آنچه این کشورها را به هم پیوند می‌دهد، مخالفتشان با نظم جهانی تحت رهبری ایالات متحده است. با این حال، این اتحاد شکننده و ناپایدار ارزیابی می‌شود. در حالی که روابط اقتصادی و نظامی بین روسیه و ایران تقویت شده، چین همچنان با احتیاط عمل می‌کند. استراتژی بلندمدت پکن بیشتر بر استفاده فرصت‌طلبانه از ضعف‌های مسکو و تهران استوار است تا بر یک اتحاد پایدار با آن‌ها. در صورتی که جنگ اوکراین به پایان برسد یا پویایی جهانی تغییر کند، این اتحادها ممکن است صرفاً ائتلاف‌هایی موقت و مصلحتی باشند. در این میان، چگونگی جای‌دادن ایران در نظم ژئوپولیتیکی جهانی، یک موضوع اساسی باقی می‌ماند.

۲)چالش‌های داخلی ایران

ثبات داخلی ایران در سال‌های اخیر دچار تزلزل شده است. این روند ناشی از اعتراضات مردمی علیه حکومت و همچنین بحران‌های اقتصادی‌ای است که جمهوری اسلامی را تضعیف کرده‌اند. مشکلات اقتصادی که با تحریم‌ها تشدید شده‌اند، حکومت ایران را بر آن داشته تا به‌دنبال راهکارهایی جایگزین برای حفظ قدرت خود باشد. رهبران ایران در حال حاضر رویکردی دوگانه را دنبال می‌کنند: از یک سو آزادی‌های اجتماعی محدودی اعطا می‌شود، و از سوی دیگر با سرکوب هدفمند، تلاش می‌شود کنترل حکومت حفظ گردد. کاهش سخت‌گیری‌ها در پوشش و تحمل بحث‌های آزاد در فضای مجازی، تاکتیکی برای جلوگیری از شکل‌گیری اعتراضات گسترده‌تر است. همزمان، با تأکید بر لزوم وحدت ملی، هرگونه امتیازدهی به غرب، حتی مذاکره با آنها نفی می‌شود. البته این کتمان بیشتر مصرف داخلی دارد و ایران عملا از طریق کانال های دیپلماتیک روسیه و بعضی کشورهای حاشیه خلیح فارس، وارد مذاکره با ایلات متحده شده است.

۳) توازن نیروهای داخلی ایران و مسئله جانشینی

در ساختار قدرت ایران، یک تنش دائمی میان نیروهای تندرو و نیروهای میانه‌رو وجود دارد.

نیروهای موسوم به تندرو، که عمدتاً در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و در هسته ایدئولوژیک نظام جای دارند، از سیاست خارجی تهاجمی و ادامه برنامه هسته‌ای حمایت می‌کنند. در مقابل، نیروهای میانه‌رو، که عمدتاً در بخش‌هایی از دولت و نخبگان دیپلماتیک حضور دارند، ممکن است به دلیل بحران اقتصادی، آمادگی بیشتری برای مذاکره از خود نشان دهند. مسئله جانشینی علی خامنه‌ای به‌عنوان رهبر جمهوری اسلامی همچنان نامشخص است، اما هرگونه جایگزینی احتمالی برای وی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌گیری سیاست خارجی آینده ایران ایفا کند.

۴)وضعیت اقتصادی مردم ایران

اقتصاد ایران با بحرانی عمیق روبرو است. تحریم‌ها، سوء‌مدیریت و فساد از عوامل اصلی این بحران هستند که منجر به افزایش چشمگیر تورم و بیکاری شده‌اند. هزینه‌های زندگی برای بسیاری از ایرانیان بسیار بالا رفته و فقر بخش وسیعی از جامعه را فرا گرفته و اعتماد عمومی به حکومت را به‌شدت تضعیف کرده است. این شرایط ممکن است رژیم را به یافتن راه‌حل‌های دیپلماتیک برای کاهش تحریم‌ها سوق دهد.

۵) تنش‌های اجتماعی-سیاسی بین حکومت و مردم

یکی دیگر از عوامل مهم بی‌ثباتی در ایران، تنش‌های اجتماعی میان نسل جوان و حاکمیت مذهبی است.

بخش بزرگی از جوانان کشور خواهان آزادی‌های فردی بیشتر و گشایش در ساختار اجتماعی هستند، در حالی که رژیم همچنان بر سرکوب پافشاری می‌کند. پیش‌بینی می‌شود که این شکاف در سال‌های آینده بیشتر شود و حکومت را با چالش‌های تازه‌ای روبرو سازد.

۶) نقش زنان در مقاومت ایران

یکی از ابعاد مهم تنش‌های اجتماعی-سیاسی، نقش زنان در جامعه ایران است.

زنان بخش قابل توجهی از معترضان را تشکیل می‌دهند و به نمادی از مقاومت در برابر ساختارهای سرکوبگر جمهوری اسلامی بدل شده‌اند. سرکوب نظام‌مند حقوق زنان و اجبار به رعایت هنجارهای سخت‌گیرانه اجتماعی، منجر به افزایش مشارکت آنان در جنبش‌های اعتراضی شده است.

افزایش سازمان‌دهی و فعالیت زنان می‌تواند در بلندمدت منجر به تحولات عمیق اجتماعی شده و پیامدهایی شکوفا بر ساختار آینده نظام سیاسی کشور داشته باشد.

۷)نقش بازیگران منطقه‌ای در بحران هسته‌ای

بحران هسته‌ای ایران تأثیر مستقیمی بر سراسر منطقه دارد. اسرائیل برنامه هسته‌ای ایران را تهدیدی اساسی برای موجودیت خود می‌داند و بارها تهدید به استفاده از نیروی نظامی کرده است.

عربستان سعودی و کشور های عربی نیز ایران را در جهت تقویت نیروهای نیابتی شیعی در منطقه رقیب خود می‌بیند و در پی همکاری نزدیک‌تر با ایالات متحده هستند. هم‌زمان، روسیه و چین در تلاش‌اند نفوذ خود در خاورمیانه را از طریق حمایت اقتصادی و نظامی هم پیمانانشان افزایش دهند. این شرایط پیچیده، دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک را بسیار دشوار می‌سازد. پرسش محوری آن است که آیا ایران آماده است برنامه هسته‌ای خود را محدود کند یا در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت هسته‌ای گام برمی‌دارد؟

سرویس‌های اطلاعاتی غربی ادعا می‌کنند که ایران تنها چند ماه تا حداکثر یک سال با ساخت سلاح هسته‌ای فاصله دارد. ایران تأکید می‌کند که برنامه‌اش صرفاً اهداف غیرنظامی دارد. در صورتی که بحران تشدید شود، درگیری نظامی میان ایران و اسرائیل اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

۸) تضعیف ایران بر اثر فروپاشی (محور مقاومت)

ایران نقش کلیدی در بقای رژیم بشار اسد ایفا کرد و در بازسازی زیرساخت‌های نظامی در سوریه سرمایه‌گذاری کلانی انجام داد.

با این حال، جمهوری اسلامی نتوانست از فروپاشی رژیم اسد در پایان سال ۲۰۲۴ جلوگیری کند.

دلایل این امر شامل درخواست اسد برای خروج نیروهای ایرانی، افزایش حملات اسرائیل به تأسیسات و خطوط تدارکاتی ایران در سوریه و برای حزب‌الله در لبنان بود. در نتیجه، ایران دیگر قادر به حفظ نفوذ منطقه‌ای خود از طریق ابزارهای نظامی نبود. پس از سقوط اسد، آنچه به عنوان «محور مقاومت» شناخته می‌شد، در حال فروپاشی قرار گرفت.

این تضعیف و سقوط ناگهانی رژیم اسد، ضربه‌ای شدید به سیاست خارجی ایران وارد کرد.

تهران یکی از مهم‌ترین متحدان منطقه‌ای خود را از دست داد و مجبور شد استراتژی‌های منطقه‌ای خود را بازنگری کرده، اولویت‌هایش را تنظیم مجدد کند و تمرکز بیشتری بر حفظ ثبات داخلی خود داشته باشد. در حالی که اسرائیل به کارزار نظامی خود علیه گروه‌های نیابتی ایران ادامه می‌دهد، جمهوری اسلامی همچنان تلاش می‌کند نفوذ خود را در منطقه حفظ کند.

حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن هنوز از مهره‌های کلیدی استراتژی منطقه‌ای ایران محسوب می‌شوند، هرچند در ماه ‌های اخیر با شکست‌هایی فاحش مواجه شده‌اند.

۹)نقش ایالات متحده و گزینه‌های دیپلماتیک

انتخاب مجدد دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور ایالات متحده، منجر به احیای استراتژی موسوم به «فشار حداکثری» علیه ایران شد. اجرای تحریم‌های سخت‌گیرانه و حفظ گزینه نظامی از سوی آمریکا به‌عنوان ابزارهایی برای کشاندن رهبری ایران به پای میز مذاکره برای توافقی جدید به‌کار گرفته می‌شود.

ایران اما خود را ضعیف نمی‌بیند و معتقد است که با اتکا به حمایت اقتصادی از سوی روسیه و چین، می‌تواند این فشارها را تحمل کند.

آمریکا با دو چالش هم‌زمان روبروست: از یک سو باید ایران را به مذاکره سوق دهد، و از سوی دیگر نمی‌خواهد منافع ژئوپولیتیکی خود، به‌ویژه تمرکز بر منطقه پاسیفیک را با آغاز جنگ جدید دیگری در خاورمیانه به خطر اندازد. یکی از راهبردهای ممکن می‌تواند کاهش فشار اقتصادی بر ایران و در عین حال، گنجاندن آن در موازنه ژئوپولیتیکی منطقه‌ای باشد، بی‌آن‌که امتیاز زیادی داده شود.

توصیه می‌شود که کانال‌های دیپلماتیک باز نگه داشته شوند، به‌ویژه با توجه به احتمال تغییر رهبری در ایران پس از آیت‌الله خامنه‌ای، که می‌تواند مسیر تازه‌ای را در سیاست خارجی کشور رقم بزند.

۱۰)خطر درگیری نظامی

درگیری‌ها و تناقض منافع در خاورمیانه همچنان ادامه دارد. جنگ در غزه، حمایت ایران از حوثی‌ها و تهدیدهای متقابل با اسرائیل، منطقه را در آستانه انفجاری جدید قرار داده‌اند. ایالات متحده اکنون هر اقدام حوثی‌ها را به‌عنوان اقدامی مستقیم از سوی تهران تلقی می‌کند. دونالد ترامپ هشدار داده است که ایران مسئول هرگونه حمله از سوی نیروهای نیابتی‌اش شناخته خواهد شد. درگیری نظامی، به‌ویژه با توجه به روابط پرتنش میان ایران و اسرائیل، تهدیدی واقعی محسوب می‌شود. تشدید این تنش می‌تواند پیامدهایی غیرقابل کنترل برای کل منطقه به همراه داشته باشد.

روسیه و برخی کشورهای عربی تلاش می‌کنند به‌عنوان میانجی میان ایران و غرب ایفای نقش کنند. ایران خواهان مذاکره‌ای برابر و بدون تهدید و فشار است. مقامات تهران تأکید می‌کنند که فقط در صورتی وارد گفت‌وگو خواهند شد که طرف مقابل از سیاست فشار عقب‌نشینی کند. در عین حال، ایران مسئولیت اقدامات گروه‌های وابسته به خود را رد می‌کند و هرگونه تلاش برای متهم کردنش به بی‌ثبات‌سازی منطقه را اقدامی خصمانه علیه خود می داند. از این رو، از ایالات متحده انتظار می‌رود که تلاش‌های خود برای یافتن راه‌حل‌های چندجانبه را افزایش داده تا از بروز یک درگیری شدید جلوگیری شود.

جمع‌بندی

تحلیل واقع‌گرایانه عوامل مؤثر بر امکان دستیابی به تفاهمی پایدار میان ایالات متحده و ایران، پویایی‌ای پیچیده و چندلایه را آشکار می‌سازد. عوامل کلیدی شامل توازن قدرت ژئوپولیتیکی در سطح بین‌المللی، تحولات داخلی ایران، نقش‌آفرینی بازیگران خارجی و رویکرد راهبردی آمریکا هستند.

این تحلیل نشان می‌دهد که تضعیف روزافزون ایران، در پی فروپاشی ساختار نفوذ منطقه‌ای‌اش، ممکن است در بلندمدت تهران را وادار به تغییر مسیر در سیاست خارجی کند. یافتن راه‌حل دیپلماتیک در اصل ممکن است، اما نیازمند صبر استراتژیک طولانی‌مدت و درک عمیق از پیچیدگی‌های سیاست داخلی ایران است.

ماه‌های آینده برای سرنوشت منطقه بسیار با اهمیت خواهند بود. ایران در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارد: یا با اتخاذ رویکردی مصالحه‌ آمیز مسیر رشد اقتصادی را در پیش گیرد، یا با پافشاری بر مسیر تقابل، انزوای بیشتر را بپذیرد. ایالات متحده و متحدانش با چالش کشاندن ایران به سوی توافقی جدید روبرو هستند، آنها باید میان مهار برنامه هسته‌ای ایران و جلوگیری از جنگی تمام‌عیار در خاورمیانه بدون آنکه به تقویت جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای تهران دامن بزنند، تعادل برقرار کنند. 

در همین حال، ایران باید میان رشد اقتصادی و تقابل ژئوپولیتیکی یکی را برگزیند در صورت شکست دیپلماسی، خطر تشدید بیشتر بحران وجود دارد که ممکن است پیامدهایی فاجعه‌بار برای کل منطقه داشته باشد. درگیری‌ای دوباره نه‌تنها خاورمیانه را بی‌ثبات خواهد کرد، بلکه امنیت جهانی را نیز به مخاطره خواهد انداخت.

نوشته : داوید پارسیان